مهـسا احمـدی، اولیـن دختـر بـدلکار ایـرانی
مهسا احمدی ۱۱ سال قهرمان ژیمناستیک دختران ایران بوده و هماکنون
اولین دختر بدلکار در ایران است. او و آرش اقدسی از اعضای گروه
بدلکاران ۱۳، درباره دنیای بدلکاران و حضور در آخرین فیلم جیمزباند
سخن گفته اند که در ادامه ایمیل از نظر خواهید گذراند ...
مهسا احمدی اولین دختر بدلکار ایران است که در پروژههای سینمایی
حضور دارد. او ۱۱ سال قهرمان ژیمناستیک دختران ایران بوده است.
مهسا احمدی درباره چگونگی ورود به دنیای بدلکاران میگوید: "در
ایران برای دختران فقط تا ۱۷ سالگی امکان حضور در تیم ملی
ژیمناستیک وجود دارد. بعد از ۱۷ سالگی که ژیمناستیک را کنار
گذاشتم، از ۶ سال پیش، وارد گروه "بدلکاران
۱۳" شدم."
مهسا احمدی به همراه دیگر اعضای گروه "بدلکاران
۱۳" در آخرین فیلم
جیمزباند، "Skyfall" به عنوان بدلکار حضور داشته است. مهسا احمدی
که سابقه بدلکاری زیادی در پروژههای سینمایی ایران دارد، میگوید
حضور به عنوان بدلکار در فیلم "Skyfall" با بدلکاری در پروژههای
سینمایی داخل ایران قابل مقایسه نیست. نمایی از مهسا احمدی و آرش
اقدسی سرپرست گروه "بدلکاران
۱۳" در آخرین فیلم جیمزباند.
مهسا احمدی اولین و تنها دختر بدلکار ایران است که جلوی دوربین در
پروژههای سینمایی حضور دارد. او میگوید آرام آرام برخی دخترهای
دیگر نیز در ایران در حال آموزش بدکاری هستند. مهسا احمدی درباره
تواناییهایش در مقایسه با مردان بدلکار میگوید: "تا الان پا به
پای پسرها جلو آمدهام و بهقول معروف کم نیاوردهام."
نمایی از حرکت نمایشی مهسا احمدی
مهسا احمدی اولین بانوی ایرانی است که پس از انقلاب در ایران
عملیات سقوط آزاد "skydive" انجام داده است. نمایی از اولین سقوط
آزاد این بانوی ایرانی که شهریور ۱۳۹۱ بر فراز شهر کلاله در استان
گلستان ایران صورت گرفته است.
بانوی بدلکار ایرانی درباره ثبت اولین سقوط آزاد زنان ایران
میگوید: "از ارتفاع شش هزار پایی (حدود دو هزار متر) پریدم، در هر
جای دنیا، پرش از ارتفاع زیر ۱۵۰۰ متر، بیسجامپ " Base Jump"
محسوب میشود. باید هزارتا پرش خوب داشته باشید تا بتوانید یک بار
بیسجامپ بپرید. ولی من همان پرش اولم از ارتفاع دوهزار متری بود.
یعنی سختترین کار را انجام دادهام، آن هم با امکانات اینجا."
آرش اقدسی سرپرست گروه "بدلکاران
۱۳" درباره چگونگی حضور اعضای این
گروه ایرانی در آخرین فیلم جیمز باند میگوید: "در صحنهای از یک
فیلم سینمایی ترکی، ماشینی باید از روی کامیونی میپرید. ما این
پرش را با ماشین انجام دادیم. کارگردان این فیلم ترکی، عکس آن را
روی فیسبوک گذاشت. دو ماه بعد به ما ایمیلی رسید که اگر میخواهید
برای پروژه جیمزباند فعالیت کنید، اسامیتان را بدهید."
آرش اقدسی ادامه میدهد: "بعد از آن ایمیل، در تماسی تلفنی، اسامی،
تاریخ و لوکیشن را برای ما تعیین کردند. بعد که رفتیم، در کمال
ناباوری دیدیم که واقعا سر پروژه جیمزباند هستیم. آدمهای بسیار
بزرگی را دیدیم. ضمن اینکه خیلی به ما توجه میکردند، خیلی به ما
کمک میکردند، تجربیاتشان را در اختیار ما قرار میدادند و هر
سئوالی که داشتیم جواب میدادند. هماکنون هم همچنان با آنها در
ارتباط هستیم."
نمایی از یک فیلم سینمایی در ایران که مهسا احمدی مشغول بدلکاری در
آن است.
نمایی از یک پروژه سینمایی و حضور آرش اقدسی و مهسا احمدی در
صحنهای از آن.
آرش اقدسی پیش از تاسیس گروه "بدلکاران
۱۳" مربی بانجی جامپینگ
"Bungee Jumping" در ایران بوده است. آرش اقدسی اواخر سال ۱۳۸۵
تصمیم گرفته با تعدادی از جوانان پرانرژی و بااستعداد گروه
"بدلکاران ۱۳" را تشکیل دهد.
نمایی از یک فیلم سینمایی در ایران که مهسا احمدی مشغول بدلکاری در
آن است
آرش اقدسی میگوید: "از گروه بدلکاری اولیه که داشتیم، تنها کسی
که با من ماند، خانم احمدی بود. البته در میان بچههای گروه قبلی،
من به تنها کسی که بیشتر از همه سخت گرفتم، همان خانم احمدی بود.
منتها دیگران به نوعی کم آوردند و تنها کسی که مقاومت کرد و
ایستادگی کرد، خانم مهسا احمدی بود که ماندگار شد."
به گفته سرپرست گروه "بدلکاران ۱۳" در ایران کارگردانها آرام آرام
به مهسا احمدی بدلکار این گروه اعتماد کردهاند. او ادامه میدهد
تا قبل از آنکه مهسا احمدی تواناییهای خود را در بدلکاری ثابت
کند، در ایران عموما در فیلمنامهها نقش خانمها را آنقدر ظریف و
آرام مینوشتند که اصلا اتفاق خاصی برایشان در طول فیلم
نمیافتاد.
سرپرست گروه "بدلکاران ۱۳" معتقد است با شرایط داخل ایران افراد
واقعا باید عاشق بدلکاری باشند تا بتوانند ادامه دهند. او میگوید:
"برای خانمها قضیه سختتر هم میشود. چون محدودیتها برای آنها
بیشتر است."
به باور برخی عدد "۱۳"، عددی نحس است. آرش اقدسی میگوید دقیقا به
همین دلیل و شکستن این تصور غلط که "۱۳" عددی نحسی است، اسم
"بدلکاران ۱۳" را برای گروه انتخاب کرده است. او میگوید:
"میخواستیم نشان بدهیم که اگر شما در حاشیه امنیت و ایمنی
اینکار را انجام بدهید، هیچ اتفاقی برای هیچ کسی نمیافتد و
میشود خطرناکترین کارها را به بهترین شکل انجام داد."
نمایی از حرکت نمایشی مهسا احمدی
گروه "بدلکاران ۱۳" در بسیاری از پروژههای سینمایی ایران ایفای
نقش کرده است. فیلم "جرم" به کارگردانی مسعود کیمیایی، فیلم "راه
آبی ابریشم" به کارگردانی محمدرضا بزرگنیا، "پسر آدم و دختر حوا"
ساخته رامبد جوان، "دختر شاهپریون" ساخته کامران قدکچیان از جمله
پروژههای سینمایی است که اعضای گروه "بدلکاران ۱۳" در آن حضور
داشتهاند.
نمایی از حرکت نمایشی مهسا احمدی
به گفته آرش اقدسی مشکلات برای تامین امکانات امنیتی بدلکاران در
ایران زیاد است. او میگوید: "مثلا برای واژگون کردن یک خودرو،
ماشین آتشنشانی و آمبولانس باید حضور داشته باشد که در خیلی
پروژهها، حتی این موارد را هم تقبل نمیکردند. متاسفانه از
سادهترین امکانات محروم هستیم. در صورتی که بچههای ایرانی
فوقالعاده بااستعداد هستند."
نمایی
از یک فیلم سینمایی که مهسا احمدی مشغول بدلکاری در آن است
نمایی از حرکت نمایشی مهسا احمدی
به جز پروژههای سینمایی اعضای گروه "بدلکاران ۱۳" در اجرای بیش از
۶ تئاتر نیز حضور داشتهاند. گروه "بدلکاران ۱۳" در اینباره
میگوید: "در یکی از تئاترهایمان، یکی از بازیگرانمان از روی سر
تماشاچیها پرواز میکرد و دیالوگهایش را میآمد جلوی سن میگفت و
دوباره از روی سر تماشاچیها پرواز میکرد و برمیگشت. انجام
عملیات پرواز به صورت زنده برای اولین بار بود که در تئاتر ایران
میافتد."
به جای
خسته نباشید؛
بگوییم :
خدا قوت
به جای
خدا بد نده؛
بگوییم :
خدا سلامتی بده
به جای
بد نیستم؛
بگوییم :
خوب هستم
به جای
فراموش نکنی؛
بگوییم :
یادت باشه
به جای
پدرم درآمد؛
بگوییم :
خیلی راحت نبود
به جای
دستت درد نکنه؛
بگوییم :
ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای
ببخشید که مزاحمتان شدم؛
بگوییم :
از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای
گرفتارم؛
بگوییم :
در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
به جای
دروغ نگو؛
بگوییم :
راست می گی؟ راستی؟
به جای
قابل نداره؛
بگوییم :
هدیه برای شما
به جای
شکست خورده؛
بگوییم :
با تجربه
به جای
فقیر هستم؛
بگوییم :
ثروت کمی دارم
به جای
بدرد من نمی خورد؛
بگوییم :
مناسب من نیست
به جای
مشکل دارم؛
بگوییم :
مسئله دارم
به جای
جانم به لبم رسید؛
بگوییم :
چندان هم راحت نبود
به جای
مسئله ربطی به تو ندارد؛
بگوییم :
مسئله را خودم حل میکنم
به جای
من مریض و غمگین نیستم؛
بگوییم :
من سالم و با نشاط هستم
به جای
زشت است؛
بگوییم :
قشنگ نیست
به جای
چرا اذیت میکنی؛
بگوییم :
با این کار چه لذتی میبری
به جای
غم آخرت باشد؛
بگوییم :
شما را در شادی ها ببینم
به جای
متنفرم؛
بگوییم :
دوست ندارم
به جای
دشوار است؛
بگوییم :
آسان نیست
به جای جملاتی از جمله
چقدر چاق شدی؟،
چقدر لاغر شدی؟،
چقدر خسته به نظر میآیی؟،
چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟،
چرا ریشت را بلند کردی؟،
چراتوهمی؟،
چرا رنگت پریده؟،
چرا تلفن نکردی؟،
چرا حال مرا نپرسیدی؟
بگوییم:
سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من
هستی ...
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آن که مرغــی ز قفـس پریده باشد
پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم
که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد
عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید
نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد
اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند
به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد.
(( صادق سرمد ))
|
پس اگر بندگان من از من پرسیدند بگو من نزدیکم و دعای دعاکننده را می شنوم و اجابت می کنم (بقره - 186)
در شأن نزول این آیه شریفه، دو روایت رسیده است که اندکى با هم تفاوت دارند، امّا در اصل به یک حقیقت بازمىگردند:
1. مردى از خداجویان و خداپرستان به پیشگاه پیامبر (ص) شرفیاب شد و پرسید: اى پیامبر خدا! آیا خدا به ما نزدیک است و من مىتوانم آهسته و آرام با او به نیایش و راز و نیاز بپردازم، یا دور است و ناگزیر باید با صداى بلند و رسا او را بخوانم؟
پیامبر گرامى (ص) لب به سخن نگشوده بود که این آیه شریفه بر قلب مصفّاى او فرود آمد و پاسخ آن انسان خداجو و همه خداجویان عصرها و نسلها را داد.
2. گروهى از خداجویان به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شدند و پرسیدند: اى پیامبر خدا! شما که پیامآور خداوند و آموزگار ما هستى، به ما بگو که بههنگام نیایش و راز و نیاز، پروردگار خویش را چگونه بخوانیم؟ آهسته و نیایشگرانه یا با صداى رسا؟
و آنگاه بود که در پاسخ آنان، این آیه شریفه فرود آمد.
در این مورد، از پیامبر گرامى (ص) نقل کردهاند که فرمود:
«ما من مسلم دعااللّه بدعوةٍ لیس فیها قطیعة رحمٍ ولا اثمٍ الّا اعطاهاللّه بها احدى خصالٍ ثلاث: امّا اَنْ یعجّل دعوته؛ و امّا اَنْ یؤخّر له فىالآخرة؛ و امّا اَنْ یدفع منالسّوء مثله.»
هر انسان توحیدگرایى خداى را بخواند، چنانچه در دعاى خویش قطع رحم یا گناهى نخواهد، آفریدگار هستى یکى از این سه نعمت را به او ارزانى مىدارد:
1. دعاى او بیدرنگ اجابت مىشود؛
2. در سراى آخرت به خواستهاش مىرسد.
3. درپرتو آن دعا و نیایش، رویداد تلخ و گرفتارى سختى که قرار بود برایش اتّفاق بیفتد، برطرف مىشود.
و نیز از آن حضرت روایت کردهاند که فرمود:
«... فانّى احبّ لاازال اسمع صوته...»
بسیار مىشود که بندهاى از بندگان خدا دعا مىکند و خواستهاى از بارگاه خدا مىخواهد؛ امّا بدان دلیل که آفریدگارش او را دوست دارد، به فرشته امین پیام مىدهد که در برآوردن خواسته بندهام شتاب مکن، چرا که من دوست دارم هماره صداى نیایش او را بشنوم. و نیز چه بسیار اتّفاق مىافتد که بندهاى دعا مىکند و از آنجا که خداوند بر او خشم گرفته است، به فرشته امین دستور مىدهد که خواستهاش را برآورد، چرا که نمىخواهم صداى او را بشنوم.
همچنین از امیر مؤمنان (ع) نقل کردهاند که فرمود:
«ربّما اخّرت عنالعبد اجابةالدّعا لیکون اعظم لأجرالسّائل...»
گاه براى آنکه پاداش دعا کننده پرشکوهتر شود و او بهتر و کاملتر به آرزوى خویش برسد، برآمدنِ خواستهاش به تأخیر مىافتد.
و نیز از «ابراهیم بن ادهم» - یکى از دانشوران مسلمان - پرسیدند: چرا هنگامى که دعا مىکنیم، خواستههایمان برآورده نمىشود؟
و او پاسخ داد: بدان دلیل که شما مردم خداى را شناختهاید، با وجود این، فرمانش را در زندگى بکار نمىگیرید؛ به پیامبر ارادت دارید، امّا او را الگو و سرمشق زندگى خود قرار نمىدهید؛ قرآن را دریافت داشتهاید، ولى مقرّراتش را اجرا نمىکنید؛ نعمتهاى رنگارنگ خدا را مىخورید، لکن سپاس ارزانىدارنده آنها را بجا نمىآورید؛ به بهشت اعتقاد دارید، بااینحال براى بدستآوردنش نمىکوشید؛ از آتش دوزخ آگاهید، معالوصف براى نجات از آن تلاش نمىکنید؛ شیطان را شناختهاید، امّا با او کارزار نمىکنید بلکه مطیع او هستید...
می گویند دعا کننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد که در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بکار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیک هستم وهرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مىکنم، پس به خودم ایمان بیاورند ودعوت خودم را اجابت کنند. این ارتباط محبّتآمیز در صورتى است که انسان بخواهد با خداوند مناجات کند.
دعا کردن، همراه وهمرنگ شدن با کلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند؛ «کلّ له قانتون» و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند؛ «یَسئله مَن فى السموات والارض» پس ما نیز از او درخواست کنیم تا وصلهى ناهمگون هستى نباشیم.
درد من حصار برکه نیست.درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است…
"حمید مصدق"
| ||
خوشبخت ترین آدمها آنهایی نیستند که هرچه می خواهند دارند ... خوشبخت ترین آدمها آنهایی هستند که می توانند به خاطر کسانی که دوست دارند، از خواسته های دوست داشتنی شان بگذرند ... |