دل نوشته ها مکانی برای آرامش
دل نوشته ها مکانی برای آرامش
شعری از "سعید دولتخانی" برای بانو رخشان بنی اعتماد
به خالق"نرگس"
صبور باش بانوی شرقی...
صبور باش خالق نرگس...
صبور باش مادرِ باران...
صبور باش بانوی هزار گوهر...
گریه نکن مرد...
"قصه ها"ی تو، غصه های ماست...
غصه های تو، عذاب ماست...
عذاب ما، دغدغه ی توست...
زندگی ما، مسئله ی توست...
قلب تو، پناهگاه ماست...
نگاه تو، بیداری ماست...
بیداری ما، آرزوی توست...
گریه نکن بانوی تکرار نشدنی...
دلت نشکند از بی مهری ها...
شکستن دلِ تو، شکستِ ماست...
صبور باش مرد...
صبور باش رخشان بنی اعتماد...
"سعید دولتخانی"
saeed
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1391 ساعت 22:53
همین که نعش درختی به باغ می افتد
بهانه باز به دست اجاق می افتد
حکایت من و دنیا یتان حکایت آن
پرنده ایست که به باتلاق می افتد
عجب عدالت تلخی که شادمانی ها
فقط برای شما اتفاق می افتد
تمام سهم من از روشنی همان نوریست
که از چراغ شما در اتاق می افتد
به زور جاذبه سیب از درخت چیده زمین
چه میوه ای ز سر اشتیاق می افتد
همیشه همره هابیل بوده قابیلی
میان ما و شما کی فراق می افتد؟
فاضل نظری