ز شیر شتر خوردن و سوسمارعرب را به جایی رسیده ست کارکه تاج کیانی کند آرزوتفو بر تو ای چرخ گردون! تفو!
خدای من ، همه عشق است بی نیاز کلامنه آن خدا که همی سَردهد ، صَلای ِ عربخدای عشق و مُحبت که خانه اش دلِ ِ ماستنه ُمبتلای الفبا نه ُمبتلای عرباشد ُکفرونفاقا مگر نه گفته توست ؟چه می کنند نفهمان، بسی چنین ثنای عرب ؟
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون! تفو!
خدای من ، همه عشق است بی نیاز کلام
نه آن خدا که همی سَردهد ، صَلای ِ عرب
خدای عشق و مُحبت که خانه اش دلِ ِ ماست
نه ُمبتلای الفبا نه ُمبتلای عرب
اشد ُکفرونفاقا مگر نه گفته توست ؟
چه می کنند نفهمان، بسی چنین ثنای عرب ؟